بیاین به حال من افسوس بخورین دوران پاکی بیش از حد من 😂😂
اولین بار کلاس پنجم تنها از کلاس زبان برمیگشتم یه پسره بعد یه عالمه نگاه کردن اومد سمتم گفت خانم میتونم یه شماره داشته باشم ؟
منم اون موقع از همه جا بی خبر فکر میکردم میخواد منو بدزده با این ترفند
۱۷، ۱۸ سالش میخورد
بعد کلی ترسیدم به راه رفتنم ادامه دادم فقط راه میرفتم که اون گمشه بره ولی افتاده بود دنبالم زر میزد منم نمیفهمیدم چی میگفت انقدر ترسیده بودم
حالا اینجاش باحاله که از ترس یهو عین اسب دوویدم و سوار یه اتوبوس همینطوری شدم که فقط اون منو ندزده
اومده بود از پنجره اتوبوس زل زده بودم بهم فقط میخواسم اتوبوس حرکت کنه خداروشکر از مسیر ما عبور میکرد
رسیدم خونه کلی گریه کردم مامانم پرسید گفتم یه پسره میخواست منو بدزده براش تعریف کردم اونم ۲ ساعت خندید قیافه من ...😐😐😐😐
بعد اون تازه فهمیدم چرا شماره میخواست😂😂