به مادرم گفته بیا دادگاه اونجا سفته بده ثبت قانونی بشه بعد پولش رو خوب پسر خودش میخواد خرج کنه خونه بگیره حالا من به مادرم میگم به ما مربوط نیس مشکل خودشونه مادرم گوش نمیده بهم
چون خواهرم آویزونه به پسره مهریش رو میخواست ۵ سکه بزنه عاقد دعوا کرد باهاش زدن ۴۰ سکه و عروسی هم براش نگرفتن بخاطر خواهر نکبتم زندگیمون هر روز حاشیس حالا مادرشوهرش میخواهد از مادر ساده من سفته بگیره ناراحتم ازین اگه مادرم سفته بده من دیگه تو اون خونه نمیمونم برا همیشه ازونجا میرم