اولین مسافرت ۱۴۰۳ توی ترمینال به همراه نامزدم سوار اتوبوس vip شدیم... (توی تاپیکا قبلیم هست ک نامزدم و خونوادش چقد ازیتم میکنن و دل خوشی ندارم ازشون
)
از پله های اتوبوس بالا رفتم . اصلا هم هواسم ب اطراف نبود. فقط خداخدا میکردم صندلی ها اطرافمون خانم نباشن همسرم چش چرونی کنه... که خدارو شکر همینم شد...
خلاصه رو صندلی نشستم . اگه دیده باشین هر صندلی مانیتور داره.. من کاملا محجبه بودم با مانتو و شلوار مشکی .. نامزدم گفت من یلحظه برم پاینن.. تا اومدنش منم دوباره روسریمو باز کردم و تو شیشه مانیتوره صندلی،، دوباره روسریمو عربی بستم احساس کرردم یکی بهم داره نگاه میکنه ... پسره پشت سرمون نشسته بود.. و چهرش داخل مانیتورم میفتاد.. اول فک کردم اشتباه میکنم ولی دقت کردم دیدم توی مانیتور زل زده ب من.... با اینکه نامزدم اومد کنارم نشست بازم بهم نگاه میکرد.. نمیدونم چرا ازش خوشم اومد.. . بفد دیدم پاشد از اتوبوس رفت پایین ... از بیرون رو ب رو من وایساد .. از تو شبشه اتوبوس نگاش میکردم... بهش نمیخورد ازین پسرای دختر باز باشه.. شلوار پارچه ای پاش بود سنشم ۲۹ ۳۰ میخورد ته ریش داشت.... به دلم نشسته بود.. اونم همینطور از بیرون زل زده بود بهم.... تو دلم میگفتم ای نامزد!! بختمو سوزوندی.. ببین چه پسرای خوبی جلو رام قرار میگیرن😅😅😅 همینجور تو دلم داشتم نامزدم و فش میدادم ک یدفه نازدم سرشو گذاشت رو شونه هام...
پسره وقتی این حرکتو دید اومد سوار اتوبوس شد. وقتی از کنارم رد شد بهم نگاه کرد قند تو دلم اب شد...... چقد خوب بود اقا متین....
حالا این نامزد لااا،شی تو خیابون ک میحام دستاش بگیرم منو دعوا میکنه میترسه دخترا بفهمن زن داره دیگ نتونه چش چرونی کنه
تو اتوبوس یه زن همه صورتش عمل با ی کیلو ارایش اومد... نامزدم وقتی از کنارش رد شد کلی نگاهش کرد بعد یجوری ک اون بشنوه ... بمن گفت(ب در گفت دیوار بشنوه) قربون اون اندامت بشم.... اصن خیلی بی مقدمه گفت هواسشم ب زنه بود. من داشتم میپایییدمش ک داره ب طرف نگاه میکحه اینو میگه....
خلاصه ک پسر ب اون اقایی رو ب خاطر همچین ادمی از دس دادم