2777
2789
عنوان

رفتارشوهرم زمان پریودیم

922 بازدید | 45 پست

پریودیام معمولا کم دردن اماایندفعه درد بدی داشتم 

از طرفیم مبتلا ب ویروس hpv هستم یک ماه پیش فهمیدم ولی خفیفشو ک نمیدونم از چی مبتلا شدم چون رابطم فقط با شوهرم بوده بیخیال این موضوع

حالا نمیدونم از داروهایی ک دارم میخورم یاچی دردم ایندفعه خیلی شدید شده بود از بس درد داشتم ک حتی صبح خواب میدیدم ک شکممو  عمل کرده بودم و قسمت درد دورش باند پیچی شده بود

خلاصه شوهر نفهمم بهش گفتم حالم خوب نیست درحد یکم براصبحونه اماده کردن کمک کرد و رفت دراز کشید اونم چون گشنش بود کمک کرد ک زودتر غذا ب شکمش برسه

عدس قرمز بار گذاشتم ورفتم خوابیدم بهش گفتم حواست بهش باشه نیمه پخته خاموشش کرده

بیدار شدم دوباره روشنش کردم تا پخت و برنجو پختم حتی دستم سوخت بس ک بیحال بودم و گیج

بهش گفتم حداقل میومدی میدیدی یه گوشه افتادم چمه وقتایی ک حالم خوبه سرویس میدم همه چی اوکیه وقتی ک مریض میشم ی گوشه خاک میخورم و بی ارزش میشم گفت خب پریودی چکارکنم گفت خب به قرصی بدستم میرسوندی یه میوه ای قاچ میکردی یه خونه ای جمع میکردی خونه ترکیده و خودس عین خیالش نیس نشسته پا یوتیوب فیلم میبینه

خلاصه گفت منم کمردرد دارم حالا برات قرص بیارم گفتم ب داد خودم رسیدم قرصمو خوردم خدا نیازمند کسیم نکنه

الانم قرار بود بره ارایشگاه پسرمم باهاش ببره ب پسرم میگه برو ب مامانت بگو لباس بپوشونتت 

پسرم همش ۴ سالشه رفته تو کمد میگرده دنبال لباس هی ب خودش میگه خب نمیدونم چی بپوشم بعد صداش کردم با حال بدم رفتم لباس تنش کردم

ظهری بچه ی پرتقال دراورده بود برده بود ب باباش ک اینو قاچ کن برام بهش میگه بفرسته برا مامانت قاچ کنه من حال ندارم

یعنی همچین موجود کثافتیه اونوقت من تو مریضیاش چکارا براش میکردم....

دردی ک دارم به یه طرف دلی که شکست بیشتر درد داشت واسم اینکه درحد یه پشه ارزش نداشتم براش

نیازمندش نیستم ولی یجوری میشی اینکه حالت بد باشه و شوهرت خودشو ب اون راه بزنه

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

شوهر منم جدیدا اینجوری شده از دیشب سر این موضوع باهاشقهرم

فقط 3 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴ چند روزی از کمر درد فلج شدم و به سختی پامیشم پسرم ولی همه اینا میگذره امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️

دردی ک دارم به یه طرف دلی که شکست بیشتر درد داشت واسم اینکه درحد یه پشه ارزش نداشتم براش نیازمندش ن ...

من استراحت مطلق بودم ازش اب خواستم انقد دیراورد گریه کردم گفتم لااقل از دستشویی بهم اب میدادی سختت بود بری تا اشپزخونه


متاسفانه

انگار تا وقتی بهشون سرویس میدی میخوانت

دوست عزیز لطفا لایک نکن ممنون
یعنی قبلا اینطور نبود؟

نه قبلا شاغل بودم انقد کمک میکرد حد نداشت الان شیش ماه سرکار نمیرم لیوان ابشم باید بدم دستش الانم باهاش قهرم اومده میگه بیا غذا بکش بخورم

فقط 3 هفته به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40

تاریخ۱۴۰۴/۰۳/۰۲ بیبی چکم مثبت شد 🥰۱۴۰۴/۰۳/۰۳ جواب آزمایشم با بتا ۱۶۰۰ مثبت شد مامان جون نمیدونم دختری یا پسر ولی منو بابا عاشقانه دوست داریم و از حضورت خوشحالیم 😘۱۴۰۴/۳/۳۱ رفتیم سونوگرافی خدارو شکر قلبت تشکیل شده بود😍۱۴۰۴/۰۴/۱۸ واسه اولین بار صدای قلب کوچولوی شنیدم 🤩۱۴۰۴/۴/۲۳ رفتیم انتی بابا کلی ذوق کرد از دیدنت و توهم حسابی شیطنت و دلبری میکردی دستای کوچولوت تو دهنت بود و دکتر احتمال داد یه پسر ناز باشی😍۱۴۰۴/۵/۲۰ اولین ضربهات مثل نبض حس کردم عشق مامان 🥰۱۴۰۴/۰۶/۰۵ رفتیم آنومالی ماشاالله خیلی شیطونی مامانی همش داشتی میچرخیدی دوست داشتم ساعتها به صفحه مانیتور نگاه کنم و ببینمت خانم دکتر گفت یه پسر نانازی 🥰۱۴۰۴/۰۶/۱۳ اولین خریدت کردیم دوتا زیر دکمه کوچولو بابا همش میگه این خیلی برات بزرگه 🤩۱۴۰۴٫۰۷/۰۲ وقتی بابایی دستش رو شکمم بود یه لگد محکم زدی بابایی کلی خندید و ذوق کرد برات ❤️ ۱۴۰۴/۰۷/۰۳ پریشب با دیدن خون یه شوک بهم دادی مامانی اونجا احساس کردم یه تیکه از وجودمی و چقدر بهت دلبستم من گریه کردم و بابایی خیلی نگرانت بود رفتم دکتر و گفت نیم سانتی دهانه رحم باز شده و باید استراحت کنم 😢۱۴۰۴٫۰۷٫۱۵ امروز اتفاقی فهمیدیم بابایی از یه آهنگ خارجی خوشش میاد توهم خوشت میاد و هروقت اون آهنگ میذاریم کلی تکون میخوری منو باباییم دستمون میذاریم رو شکمم و دوتایی از شیطنتات کیف میکنیم ❤️۱۴۰۴٫۰۸٫۰۸ رفتیم دکتر مامانی خدارو شکر خودم شرایطم خوب شده بود توهم خواب بودی پشت کرده بودی وزنتم شده ۱۰۸۴ گرم 🥰۱۴۰۴٫۰۸٫۱۵ وسایل سیسمونیتو خریدیم پسر قشنگم واسه تک تکشون کلی قربون صدقت رفتیم و تصورت کردیم 😍۱۴۰۴٫۰۸٫۲۲ رفتیم دکتر وزنت شده ۱۲۵۸ گرم پسر قشنگم دکتر غش کرد از خنده یه شکل عجیبی تو شکمم دراز کشیدی بابا میگه عین من بد خوابه 🤣۱۴۰۴٫۰۹٫۰۶ رفتیم دکتر مامان تپش قلبت خیلی پایین بود حسابی منو بابارو ترسوندی پسر قشنگم تا یه آبمیوه خوردم و خدارو شکر سرحال شدی😍۱۴۰۴٫۰۹٫۱۴ چند روزی از کمر درد فلج شدم و به سختی پامیشم پسرم ولی همه اینا میگذره امروز بابا سرش گذاشت رو شکمم یواش یواش باهات حرف میزد شروع کردی تکون خوردن مامانی بابا خیلی برامون زحمت میکشه دعا کن همیشه سلامت باشه و سایش بالاسرمون باشه ❤️

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792