پریودیام معمولا کم دردن اماایندفعه درد بدی داشتم
از طرفیم مبتلا ب ویروس hpv هستم یک ماه پیش فهمیدم ولی خفیفشو ک نمیدونم از چی مبتلا شدم چون رابطم فقط با شوهرم بوده بیخیال این موضوع
حالا نمیدونم از داروهایی ک دارم میخورم یاچی دردم ایندفعه خیلی شدید شده بود از بس درد داشتم ک حتی صبح خواب میدیدم ک شکممو عمل کرده بودم و قسمت درد دورش باند پیچی شده بود
خلاصه شوهر نفهمم بهش گفتم حالم خوب نیست درحد یکم براصبحونه اماده کردن کمک کرد و رفت دراز کشید اونم چون گشنش بود کمک کرد ک زودتر غذا ب شکمش برسه
عدس قرمز بار گذاشتم ورفتم خوابیدم بهش گفتم حواست بهش باشه نیمه پخته خاموشش کرده
بیدار شدم دوباره روشنش کردم تا پخت و برنجو پختم حتی دستم سوخت بس ک بیحال بودم و گیج
بهش گفتم حداقل میومدی میدیدی یه گوشه افتادم چمه وقتایی ک حالم خوبه سرویس میدم همه چی اوکیه وقتی ک مریض میشم ی گوشه خاک میخورم و بی ارزش میشم گفت خب پریودی چکارکنم گفت خب به قرصی بدستم میرسوندی یه میوه ای قاچ میکردی یه خونه ای جمع میکردی خونه ترکیده و خودس عین خیالش نیس نشسته پا یوتیوب فیلم میبینه
خلاصه گفت منم کمردرد دارم حالا برات قرص بیارم گفتم ب داد خودم رسیدم قرصمو خوردم خدا نیازمند کسیم نکنه
الانم قرار بود بره ارایشگاه پسرمم باهاش ببره ب پسرم میگه برو ب مامانت بگو لباس بپوشونتت
پسرم همش ۴ سالشه رفته تو کمد میگرده دنبال لباس هی ب خودش میگه خب نمیدونم چی بپوشم بعد صداش کردم با حال بدم رفتم لباس تنش کردم
ظهری بچه ی پرتقال دراورده بود برده بود ب باباش ک اینو قاچ کن برام بهش میگه بفرسته برا مامانت قاچ کنه من حال ندارم
یعنی همچین موجود کثافتیه اونوقت من تو مریضیاش چکارا براش میکردم....