یعنی دیشب ی مهمونی رفتیم به معنای واقعی حالم از اخلاق بچه ام بهم خورد. کلی بچه اونجا نشسته بود فقط اون سر سفره اینجوری کرد، همین نشوندمش سر سفره دقیقا عین جن زده ها! خودشو اینور و اونور انداخت جیغ و گریه که توجه همه رو به خودش جلب کرد.منم اول غذا بلندش کردم بردمش تو حیاطشون. همه میگفتن یجوری سرشو گرم کن گفتم هیچ جور واینمیسه. تو حیاط بردمش همون اول جیغ و گریه که منو برگردون خونه من ولش کردم گفتم گریه کن. خسته ام کرد اینقدر بدقلق و بد شده دوباره.یکم راش بردم، بردمش تو دیدم شوهرم غذاش تموم شده از من گرفتش، بردش بیرون زنگ زدم که سفره جمع شده بیا بالا گفت پدر مو درآورد اینقدر اذیت کرد. دوباره اومدیم بالا ب زور خوراکی و گوشی نشوندمش دوباره برگشت تو ماشین گریه کرد یا میخواست بره جلو میومد جلو گریه میکرد بره عقب.اخر خوابید. دقیقا ی بچه همسن تو ماشین بود ساکت جم نخورد. شانس منه همه جا مایه آبروی منه برعکس افتادم تو ی خانواده ای که هرشب مهمون بازی دارن شوهرمم همه جا زوری میبرم الان اینقدر رفتیم همه جا دو روز دیگه باید ۲۰ نفرشونو حداقل دعوت کنم. نمیدونم با این بچه چجوری مدیریت کنم. بنظرتون چیکار کنم.
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
فکر کنم زیاد بهش توجه میکنین موقع گریه کردن برا همین کوتاه نمیاد. حالا بسلامتی ۴ ، ۵ ساله بشه لجباز ...
کار درمانی هم گفت زیاد ب حرفش گوش میدین حالا جدیدا موقع گریه دیگ محلش نمیدم تا آدم شه خیلی مزخرف و لوس شده. البته بیشتر مقصر باباشه اون صبوری میکنه اما دعواش میکنم. مثلا سرشو میکوبه محکم ب دیوار و زمین ک کارشو پیش ببره اما من نگاش نمیکنم ولی باباش واکنش نشون میده