مادر شوهرم تاحالا دعوتم نکرده خونشون و انتظار داره خودم برم
۲ ساله دعوت نشدم
انتظار دارن برم خودم همینجوری و کار کنم براشون
نمیتونم قبول کنم که خودم پاشم برم اما بر خلاف میلم میرم که کمتر ایراد بگیرن
وقتی میرم بهم محل نمیذارن و به زور جلوم غذا میذاره
وقتی پا میشم کمک کنم سریع میگه نکن
منظورش اینه تو که کار دیگه نمیکنی اینم نکن
فقط انگار رو تیغ نشستم چیکار کنم
اینم بگم نمیشه نرم برم نرم سوحان روحمن