یه جوری دستورمیده انگار کلفت درخونه باباشم
حتی با اینکه شوهرم ۸ ماه من وبچمو به خاطرش ول کرد به امون خدا و رفت خونه ننش پیش خواهرش
باز منو که میبینه انگارارث جدوآبادشوخوردم ۴ سال قطع رابطه بودیم باشوهرم قهربودن آرامش داشتم. ازامشب دوباره زندگیم جهنم میشه 😭😭😭این ساعت ازشب به خاطر اون ایکبیری خواب ندارم تپش قلب گرفتم
شوهرم توماشین گفت دیگه نمیبینیش دیگه من مثل قبل نمیشم ولی من باورم نمیشه .تاثیراتشوازامشب دیدم اومدیم خونه یک کلمه باهام حرف نزد یخورده رفت توگوشیش وبعد گرفت خوابید