2777
2789
عنوان

ازخوار شوهرم متنفرم

| مشاهده متن کامل بحث + 381 بازدید | 33 پست
چون پيش زمينه ي ذهني داشتي همچين فكري در مورد شوهرت ميكني . هيچ اتفاقي هم نيوفتاده . شوهرت امشب حوصل ...

خواهره عوضیش یه رفتارایی میکنه که من حتی ازشوهرمم متنفرمیشم دیگه زندگین دوباره جهنم میسه انقدر حالم بدمیشه که حتی تا چندوقت دیگه نمیتونم باشوهرم رابطه... داشته باشم هزارتاتیک عصبی میاد سراغم بغض گلوموگرفته ونمیتونم کارکنم ۴ سال آرامش داشتم دوباره ازامشب آرامشم رفت 😭😭😭😭

آخه شوهر احمقمم وقتی چشمش به خانوادش میوفته انگاردیگه من اصلا وجودندارم پیش اونا اصلا باهام حرف نمیز ...

تو برو دورش بشین پیشش دستشو بگیر با لبخند نگاش کن با خانوادش سر سنگین باش 

وقتی داره نگات مکنه یه بوس هوایی بفرست براش لوند باش

لاییییک نکنید توروخدا نکنننننننن دیونم کردین لایک نکن 

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

 شش ماه شب و روز اونجا بود و خونتون نمیومد؟؟؟خواهرشوهرت چن سالشه؟

آره خداشاهده کلا من وبچمونو ول کرد ورفت چون بهش گفتگ درسته خواهرت شوهرش مرده ولی من وبچت هنوز زنده ایم چرا تنهامون میزاری جمع کردورفت فقط خرجی میزد واسمون

آره خداشاهده کلا من وبچمونو ول کرد ورفت چون بهش گفتگ درسته خواهرت شوهرش مرده ولی من وبچت هنوز زنده ا ...

وای چقد سختی کشیدی عزیزم این حالت معلومه فشار روانی زیادی رو تحمل کردی .خانوادت چیزی نگفتن؟

شوهرت بیشتر از خواهرش مقصره . اونو درستش کن . خواهر شوهر که دلسوز تو نیست . توقعی هم ازش نیست

تواین ۴ سال که قطع رابطه بود خیلی خوب شده بود حتی دیگه یک بارم دست روم بلند نکرد محبتش بهم زیاد شده بود ولی ازامشب کم محلیاش شروع شد خودم متوجه شدم اومدیم خونه باهام هیچ حرفی نزدوخوابید

چقد خوب درک میکنم چی میگی منم یادم میفته حالم بد میشه

انقدراین ۴ سال خوشبخت بودم حتی کوچکترین بحث ودعوایی باهم نداشتیم خودشم فهمیده بود خانوادش خیرخواهش نیستن ودشمنشن بهم میگفت توفقط به دردم میخوری ازکارای قبلش پشیمون بود میگفت حلالم کن ولی ازامشب دوباره ورق برگشت میدونم دوباره زندگیم جهنم میشه که ازامشب شد

انقدراین ۴ سال خوشبخت بودم حتی کوچکترین بحث ودعوایی باهم نداشتیم خودشم فهمیده بود خانوادش خیرخواهش ن ...

انشاالله که اینطوری نشه امیدوارم از فردا بشه همونطوری که قبلا بود و توام راحت باشی

وای چقد سختی کشیدی عزیزم این حالت معلومه فشار روانی زیادی رو تحمل کردی .خانوادت چیزی نگفتن؟

نه اصلا هیچی چون خونه ی خودم بودم ماشین هم دست خودم بود خرجی هم برام میزد اونا میگفتن خودش سرش به ینگ میخوره برمیگرده همینطورم شد برگشت ۴ سال زندگیم عالی بود ولی ازامشب دوباره بدبختیام شروع شد

نه اصلا هیچی چون خونه ی خودم بودم ماشین هم دست خودم بود خرجی هم برام میزد اونا میگفتن خودش سرش به ین ...

شاید حدست اشتباه باشه و فردا اونطوری نشه که میگی .ایشالا فردا بیدار شی و ببینی رفتار شوهرت عوض نشده .امشبم بخاطر خستگیش باشه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792