2777
2789
عنوان

دیشب شوهرم اخرشب میومد سمتم

710 بازدید | 26 پست

مادعوای بدی کرده بودیم همو زده بودیم گفته بودم تو تاپیک های قبل 

دیروز به بهانه های مختلف حرف زدیم تلفن میزدم آما سرسنگین خیلی سرسنگین 

دیشب خیلی به خودم رسیدم 

اخرشب کنارخودش منتها یکم با فاصله خابیدم حس کردم داره هی نزدیکم میشه 

دست میزنع بهم 

منم اول که خودمو بی تفاوت نشون دادم اما در نهایت نمیخاستم کش دارشه  برای همین تو‌ذوقش نزدم اونم مستقیم اقدام نکرد بلکه سعی داشت من رو هم آماده کنه 

اما نمی‌دونم کاردرستی کردم یانه که همراهی کردم 

نمی‌دونم دلش کشیده بود وتنگ بود برام 

یا صرفا رفع نیاز  



از آدمهایی که فکرشو نمی‌کردم رودست خوردم 

کار خوبی کردی

درد و دل نکن با هیچکس، به جاش با یه مشاور خبره صحبت کن.......با اینکار وجهه خودتو حفظ کردی، بقیه برات ترحم الکی نمیکنن و مهمتر اینکه راهکار درست و درمون گیرت میاد به جای حرفای خاله زنکی:) منظورم درد و دل حضوریه

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

آخه این تایپک زدن داشت ؟ خداییش موندم تو کار بعضیاتون 

از ما بپرس ک بگوییم درد چیست مشتی صغیر مصلحت عام میکنند🤍 ترومای من این بود ک باید از خودم در برابر کسایی دفاع میکردم ک قرار بود مراقب من باشند

به احتمال زیاد رفع نیاز ولی خب تو زندگی زناشویی همین نیاز غریزی خیلی جاها به کمک آدم میاد که دعواها ...

نه ما قبلنم ناراحتی های داشتیم که فکرش درگیر بود و اصلا سمتم نمیومد بمحض رفع کدورت ها خودش به سمتم کشیده میشد 

الآنم منم مقصر بودم که اونو زدم هردو مقصر بودیم 

دوستان نوشتند با رابطه خاتمه نده 

من نمی‌خواستم کش دارشه و دوباره دعوا 

واسه همین در موردش حرف نزنیم 

حوصله ندارم دوباره ببینم حرف بی منطق بزنه باید گذر زمان پشیمون کنه اونو 

اگر رفع نیاز بود چرا سعی داشت منم راضی واماده باشم 


از آدمهایی که فکرشو نمی‌کردم رودست خوردم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792