2777
2789
عنوان

بیمحلی همسر

241 بازدید | 10 پست

شوهرم از صبح داره بهم بیمحلی میکنه 😏 بش گفتم چی شده گفت هیچی .من بازم به نسبت باهاش گرم برخورد کردم ،زنگ زده جواب دادم جونم عشقم ،همیشه اونم این حرفو میزد ولی نگفت .اینش به درک ،چرا خودمو مقصر میدونم و به خودم حمله میکنم که چرا گفتی بهش عشقم 😑براتون پیش اومده 

نه، خودشو بگیره خودمو میگیرم ، بگه عشقم میگم عشقم ،خودمو نمیسوزونم بخاطرش

اگه ریپلایی میزنم نظرمو میگم ، اگرم ریپلایی نمیکنم یعنی در حدی نیستی که جوابتو بدم ، پس خودتو خسته نکن 😂

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


بی‌محلی برا تو نیست

حالش شاید خوش نیست و حوصله نداره 

مردا هم گاهی بی حوصله میشن بهش فرصت بده بزار کمی تنها و تو خودش باشه 

حالش که بهتر شد خودش برات توضیح میده



https://eitaa.com/ehsaniiii68کانالم*خانم معلم*

۳روزه یه کلمه با شوهرم حرف نزدم باهام قهره چون گفتم میریم خونه برادرت سرما خوردن بچشو بغل نکن ماهم مریض بشیم خودش هزاربار نسبت به خانوادم گفته و من گفتم باشه سر همین یه کلمه منم باهاش قهر کردم و یه کلمه حرف نمیزنم حالم ازش بهم میهوره بلاهایی که سرم آورده سر هر زنی میاوردن تاالان هزار بار طلاق گرفته بود من ۱۱ساله تحمل میکنم و دم نمیزنم

خواب دیدم شهریور باردار میشم توی خواب حساب کردم بچم خردادی میشه برام دعا کنید بعداز ۱۲سال به آرزوم برسم حتی خوابشم برام شیرین بود من تاابد منتظر امیرعلی و نفس کوچولوم میمونم میدونم خدا به من نگاه میکنه و منم مادر میشم

۳روزه یه کلمه با شوهرم حرف نزدم باهام قهره چون گفتم میریم خونه برادرت سرما خوردن بچشو بغل نکن ماهم م ...

خودت ماسک میزدی.میزاشتی بغل کنه.نه خیرشون بگو.نه شرشون.منم اینطورمسایل دیدم هرکس جای من بود نمیموند...مجبورم ب تحمل و سکوت

شب های هجر راگذراندیم وزنده ایم🍀 مارابه سخت جانی خوداین گمان نبود
خودت ماسک میزدی.میزاشتی بغل کنه.نه خیرشون بگو.نه شرشون.منم اینطورمسایل دیدم هرکس جای من بود نمیموند. ...

اشتباه کردم آخه فکر نمیکردم چیز بدی باشه خودش بچه خواهرم مریضه همیشه میگه سمتش نرو منم میگم باشه خیلی معمولی گفتم یهو گفت آره تو من میگم گوش نمیدی نخیر بغلش میکنم منم گفتم والا تو هردفعه بمن گفتی من گوش دادم میگه نه تو بغلش کردی دیگه منم عصبی شدم جیغ و داد کردم کلن کنترل ندارم همیشه با جیغ و داد مقصرر من میشم دیگه یک کلمه حرف نزدیم ۳روزه حتی افطارو شامم خودم تنها میخورم

خواب دیدم شهریور باردار میشم توی خواب حساب کردم بچم خردادی میشه برام دعا کنید بعداز ۱۲سال به آرزوم برسم حتی خوابشم برام شیرین بود من تاابد منتظر امیرعلی و نفس کوچولوم میمونم میدونم خدا به من نگاه میکنه و منم مادر میشم

۳روزه یه کلمه با شوهرم حرف نزدم باهام قهره چون گفتم میریم خونه برادرت سرما خوردن بچشو بغل نکن ماهم م ...

منم همینطور ،چند روز پیش جایی بودیم خانمه حامله بود  با همسرش اومدن نهار بخورن ، خانمه از کاسه ماسته خوشش اومد (سفالی بود) شوهرش رفت  پول غذا رو حساب کنه اون ظرف ماسته رو هم براش گرفت ،درحالی که فروشی نبودن 🥲خوش باشن الهی ولی  پیش خودم فکر کردم منم چقدر دلم از این کارهای کوچیک میخواد .

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز