بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
سوره یاسین رواز گوشی گذاشتم بخونه همینجور که داشت پخش میشد منم داشتم کارامومیکردم به اخراش که رسید خوند وتموم که شد منم گوشی رو خاموش کردم و رفتم سراغ جاروبرقی همین که خواستم دوشاخه روبزنم به پریز یهو پسرم رو دیدم که داره به اون یکی اتاق نگاه میکنه جوری که حس کردم تو جاش خشک شده بعد
پسرم بچه آروم ومضلومیه از اون بچه های نیست که عدا اطفار دربیاره یا بخواد شیطنت کنه خلاصه بگم دیدم از حالت خشک زدگی بیرون اومدودوسه بار همش گفت هیشت هیشت منم که از ترس نزدیک بود سنگکوبربشم سریع جارو روپرت کردم رفتم سرچراغش گفتم چی شده مامان هیچی نگفت دوسه دقیقه همینجور ساکت همش به اتاق بغلی نگاه میکرد منم از ترس جرات نمیکردم به اون اتاق نگاه کنم