2 ماهه عقد کردن خ مهربونه
ب داداشم احترام میزاره، وقتی داداشم مریضه براش دارو درست میکنه میگه این دارو معرکه س و مرده رو زنده میکنه
پریشب برای احیا خودش حلوا شیرازی درست کرده بود با تزیین عالی آورده بود مسجد همه کفشون بریده بود میگفتن چطور درست کردی !
ب بابام و مامانم احتراااام میزاره فوق العاده
ینی یه آقاجون میگه که آب جوب خشک میشه
با ما هم احترام میزاره اما صمیمی نه
ینی راز دلش نمیگه
بنظرتون کاراش از سادگیه
یا از سیاست
منم در حال ازدواجم دوس دارم یاد بگیرم