اومد خونمون داشتن با بابام درگیر میشدن
بهم گفت باید باهم حرف بزنیم تا حرف نزنیم ولت نمیکنم گفتم اگه حرف داری همینجا بزن گفت نه نمیشه
میخواد منو ببر لواسان اونجا باهم حرف بزنیم
بابامم قبول کرده ولی خودم دو دلم میترسم راستش چرا لواسان اخه
بچه ها من سنم کمه کسیو ندارم مجبورم اینجا بپرسم