سنمم کم نیست اتفاقا زیادم هست ؛ از وقتی بچه بودم کوچیک بودم همش تو گوشم میگفتن خوشبختیت ؛ پس کی ازدواج میکنی ؟؟؟ دختر داییت ازت کوچیکتره شوهر کرد دوتا دختر عمه هات شوهر کردن بچه دارن ؛ روزی صد ی بابام میگفت الان باید ۲ تا بچه داشته باشی سر هر خاستگاری ک نخاستمش کلی کتک میخوردم و دعوا ؛ با چند نفری هم آشنا شدم با حداقل ترین خاسته ها طرف حتی موتور نداشت ولی پاش موندم و هر دو سه نفرم در نهایت خیانت کردم نمیدونم شایدم چون به رابطه راضی نشدم منو نخاستن ولی بهرحال منو نخاستن و ولم کردن پست زدن قلبم دیگ طاقت درد و بی قراری نداره با تمام وجودم تصمیم گرفتم تا ابد مجرد بمونم و برا ی زندگی تنهایی برنامه ریزی کنم هیچوقت اینقدر مطمئن نبودم