2777
2789
عنوان

با ادمای پرتوقع چجوری رفتار میکنید

337 بازدید | 22 پست

خواهر بزرگ من خیلی توقعش بالاست

من پدرم فوت شده

مامانمم خودش شاغله حقوقشم کمه،کفاف زندگی خودشو میده فقط

خداروشکر وضع مالی خواهر بزرگمم خیلی خوبه ولی خیلییی خسیس و پرتوقعه

واسه عید مامانم پول نداشت عیدی بده

قسط داره

خواهر بزرگم دوتا بچه داره

صد هزارتومن بهشون عیدی داد.ک بشه نفری پنجاه

امروز ی دعوایی گرفت ک ب بچهام عیدی ندادی

واسه بچهام عیدی لباس نگرفتی

دعوا گرفت و بچهاشو برداشت رفت

هر سری همینکار میکنه و چند روز بعد اشتی میکنه

واقعا چحوری روش میشه

تو ک وضعت خوبه اینکارا یعنی چی اخه🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️


بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

درکی ندارد متأسفانه، تغییر هم نمیکنه چون نگاهش اینه بنظرم 

من مورد دیدم طرف چون مثلاً دست مامانش خالی بوده خودش یه کادو خوب خریده داده مامانش که انگار از جانب مامانش به بچه ها کادو داده و جلو بقیه هم گفته مامانم فلان چیز به بچه ام داده 

درکی ندارد متأسفانه، تغییر هم نمیکنه چون نگاهش اینه بنظرم  من مورد دیدم طرف چون مثلاً دست ماما ...

مامانم با اینکه دستش خالیه

واسه ی تولدشون براشون طلا خرید

یا هر سری ۵۰۰ تومن پول بهشون میده

ولی متاسفانه...

متاسفم ک مادر دوتا بچست بااین تفکرش

۳۳ سالشه🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️

مامانم هیچی بهش نگفت.اونم همیشه کارش همینه خیلی پروعه🤦‍♀️

من یه بار خالم زنگ زد که چرا مهمون دارم نمیای پذیرایی

گفتم خاله ۱ درصد فکر نمیکنید من زندگی خودمو دارم؟مهمونی که هیچ نسبتی بامن نداره چرا باید جلوش خم و راست بشم

اگر دیدید نمیتونید پذیرایی کنید مهمون دعوت نکنید

.

یا خدا  چه عتیقه ای  بیچاره مامانت چی میکشه  دلم براش سوخت  من جات بودما قید ...

یسری همینجور شد

دعواش کردم

پروتر از این حرفاس

باز میاد اشتی میکنه

بچهاش داشتن گریه میکردن

من دیگه چیزی نگفتم اون طفل معصوما غصه نخورن

من یه بار خالم زنگ زد که چرا مهمون دارم نمیای پذیرایی گفتم خاله ۱ درصد فکر نمیکنید من زندگی خودمو د ...

وااااااای دقیققققاااا

هروقت مهمون داره من باید برم کاراشو بکنم

یسری خانواده شوهرش بودن

خواهرشوهرش لم داده بود رو مبل سرشم کرده بود تو گوشی

منم چایی گرفتم جلوی کناریش گفتم اونم پامیشه میخوره

ی قشقرقی ب پا کرد ک جلو من چایی نگرفتی

هر چی از دهنش دراومد بمن گفت

اخر بارم خواهرم گفت ابرومو جلوی خانواده همسرم بردی😐😐

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز