۳۱ سالشه
من ۱۹ سالمه
رفتنی پیشش با علاقه نگاه میکنه بهم موهام نوازش میکنه
حالا اصرار و داره فردا مامان وآبجیش بیان خواستگاریم کنن
بعددمیگفت تو منو میخوای بگو اوکی منم گفتم هنوز دوباره همو دیدیم گفت نه تاالانشم دیر شده و من میخامت باید عقد کنیم بریم سر خونه زندگیمون ...
گفتم فعلا صبر کن گفت کی بهتر از من زندگیم کامل خونم ماشینم تو بیا فقط خانومی کن
اخلاقش خوبه تیپش سرسنگین و با شخصیت ولی خب من و اون کلا دوبار باهم بودیم میگه تا اخر فروردین عقد بشیم
چی بگم چیکارکنم حریفش نمیشم که