یکی از همکارام چشای درسشتی داشت با یه آقایی رفت سرقرار ،طرف برگشت بهش گفت ( قبلش عذرخواهی میکنم من فقط دارم نقل میکنم ،کسی بخودش نگیره لطفا) چشمات مثل وزغ میمونه ،تو رو کی میاد بگیره !! دوستم اصلا ناراخت نبود اخرسرم با یه آقایی ازدواج کرد کارمند بانک ،خودشم کارمند شهرداری هست ،الان دومین بچشونم به دنیا اومده وکلی شادن ،یکی دیگه از دوستام پوست سفیدی داشت که زود چروک شد ،خواستگار براش رفته بود ،دوستم چای برده بود بدون اینکه چای رو بخورن رفته بودن ،دوستم گفت حلوی خانوادم خجالت کشیدم گفت صاف گفته بودن دخترت زیبا نیست و اینا ...الان با یه مرد تو شمال تهران ازدواج کرده ،به فول خودش روز عقد میگفت تو ابرام 😅😄 خداروشکر هردو خوشبختن ،منم یبار با یه اقایی رفته بودم سر قرار،جوری رفتار کرد که ازم خوشش نیومده ،خصوصا از حجابم چون جوراب پام کرده بودم ،اینقدر مسخرم کرد که تو خونه کلی حالم گرفته بود ،حالا خودش پاهاش پرانتزی بود ،وسط سرش اندازه یه کلاه سفید بود ،از شذت لاغری نمیتونست خوب راه بره ،اولش ناراخت بودم ولی بعدا فکر کردم که فقط کافیه به چشم یکی قشنگ بیای لازم نیست مورد پسند هر هفت میلیارد باشی ...