بعد یکسال نیم همو دیدیدم..دستش خالی بود و یه سوییت قدیمی اجاره کرد ک ارزون دربیاد ..در این حین من سرماخورده بودم و نمیتونستم چیزی بخورم گلوم زخمی بود..چون چیزی من نخوردم خودش هم درست درمون چیری نخورد...جز چای شیرین و پنیر و سوسیس و اینا
دو شبانه روز فقط یه بار فست فود خرید من دوبار برد دکتر سرم زدن
اینم بگم یه انگشتر خوشگل برام خرید..رابطه هم نداشتیم همونطور ک قول داده بود