ماساژ دادم.
از وقتی که من عروسش شدم خودشو زده به پا درد که یوقت من نرم خونشون.خیلی مکاره. با اینکه تازه عروسم ماهی یبار میرم خونشون چون متوجه شدم خسیسن میمیرن واسه یه وعده غذا. شوهرم خیلی آدم خوبیه بخاطر اونه که تحملش میکنم. دیشب همش آی و اوی الکی میکرد بعد منم عین اسکولا رفتم پاشو ماساژ دادم.
کاش اینکارو نمیکردم اول کاری خودمو خیلی کوچیک کردم.
شاید بگید چقد دوره زمونه بدی شده و من آدم بدیم ولی میدونم که الکی میگه.
میشه بگید چکار کنم فردا خانواده شوهرم پررو نشن؟؟