امشب بعد از ۱۰ سال زندگی با هم دعوا کردیم.پسرم تو اتاق بود.دویدگفت چی شده.نذاشتم بفهمه
با صدای بلند.گفتم میرم خونه بابام.گفت خب یرررو.انگار خ ازش خوشم میاد
الانم نشسته پای تلویزیون هر هر میخنده.چرا مردا اینقدربی احساسن.
میخوام هیچ کاری تو خونه نکنم.تمیزی،آشپزی....ای خدا
دم عیدی دلم خ گرفت