2789
عنوان

چیکار کنم

137 بازدید | 16 پست

سلام شبتون بخیر 

من خیلی بهم برخورده . من ی دختر خانم مجردم که چون سن و سالی ازم گذشته زیاد دتبال ازدواج نیستم نعمولا کسی هم شماره میده یا پیشنهاد زیاد جدی نیستم تا اینکه شنبه اون هفته تصادفا با ی آقایی هم مسیرو همراه شدم تو  یک ساعت و نیم از خودشو کارشو تحصیلاتشو خانوادش عقایدشو .... گفت و متقابلا از منم سوال میکرد منم می گفتم اخر راه که رسیدم رسما بیان کرد که میخوام بیشتر اشنا بشیم برا ازدواج من گعتم باید خانوادم در جریان باشن شدیدا استقبال کرد و همون لحظه زنگ زدم مامانم با مامانم حرف زد و اجازه گرفت  بیشتر با من در ارتباط باشه و حضوری هم بره خونمون . مامانمم اجازه داد ولی بشرط اینکه قبلش بیاد مامانم ببینش و چون پدر مادرش شهرستان بودن قرار شد تنها بره. فردای روز بعدش دوباره باهم تماس گرفت و از اینده گفت و ی بیست دقیقه ای حرف زد و دوباره کفت امروز میرم پیش مادرت و نرفت و دیکه هیچ خبری ازش نشد الان دقیقا یک هفته گذشته 


بهم برخورده از طرفی خودمو سرزنش میکنم چرا اعتماد کردم از طرفی میگم بهش زنگ بزنم و از دلخوریم فقط بگم نه اینکه بخوام دوباره سروکله اش پیدا شه از طرفی میگم ولش کن شاید ک ل ا هبردار بوده دنبال دردسر نباش

نی‌نی سایتی‌های عزیز


دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟


توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...


به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷   مشاهده: 



بخشید طولانی شد اینهفته هم باید ب گردم خونه الان مامان دم به دقیقه میمرسه چی شد پس حالا بماند در آین ...

اول اینکه اصلا زنگ نزنید و دوم به مادرتون بگید ازش خوشم نیومد یا مثلا شغلش ثابتی نداشته

مگه چندسالته هیچ سنی برای ازدواج از زمانش گذشته نیست این اول همه خصوصا تو این دوره زمونه همه چیز عوض شده... دوما تو کار اشتباهی نکردی خیلی عاقلانه پیش رفتین با خانواده ت و بهم خورد ارتباطتون شایدم مثل خیلیای دیگه دیده اهل دوستی نیستی پیچونده.. الان اکثرا همینجورن پسرا

اول اینکه اصلا زنگ نزنید و دوم به مادرتون بگید ازش خوشم نیومد یا مثلا شغلش ثابتی نداشته

والا من تقریبا ادم شناسیم خوبه حس دروغگویی ازش نگرفتم بعد کارشو محل کارشو همه رو کامل گفت شغلش بد نیست که باید ی جیز دیگه به مامانم بگم

عزیزم میتونم بپرسم جریان اون آقا چی شد ؟ به مادرتون چی تونستین بگین 

اخه مشابهش واسه ما پیش اومده 

و اینکه ‌دوست من ۳۵ سالش هست و روش نمیشه به مامانش بگه از پسره خبری نیست 

.دوس دارم همسرم خوب شه معجزه شه و سنگای کلیه ش از بین بره و دیگه هیچوقت سنگ نسازه...
عزیزم میتونم بپرسم جریان اون آقا چی شد ؟ به مادرتون چی تونستین بگین  اخه مشابهش واسه ما پیش او ...

سلام عزیزم از طرفی پیگیرش نشدم نه زنگیی نه پیامی به مامانمم گفتم به تفاهم نرسیدم  اون میخواست برای زندگی بره کرج من اهوازم .

تو اون دوباری که حرف زدیم واقعا گفته بود میخوام برم کرج منم کلا نمیتونم از شهرم دل بکنم در واقع برای اینکه دروغی هم نگفته باشم همینو به مامانم گفتم


سلام عزیزم از طرفی پیگیرش نشدم نه زنگیی نه پیامی به مامانمم گفتم به تفاهم نرسیدم  اون میخواست ب ...

کار خوبی کردی عزیزم 

در کل هیچوقت فک نکن که ازدواج سن خاصی داره 

هرکسی تو یه سنی به عشق میرسه 

هرکسی تو یه سنی به شغل میرسه 

قدیما همه چیز عدد و رقم داشت 

الان نداره 

من خودم متولد ۶۹ هستم و بچه ندارم 

دوستام هم به جز دو سه نفر همه مجرد هستن 

حدود ۵۰ نفریم که فقط ۵ نفر ازدواج کردن 

هرچی پیش میاد خدا کنه به خیر و صلاحش پیش بیاد 

.دوس دارم همسرم خوب شه معجزه شه و سنگای کلیه ش از بین بره و دیگه هیچوقت سنگ نسازه...
کار خوبی کردی عزیزم  در کل هیچوقت فک نکن که ازدواج سن خاصی داره  هرکسی تو یه سنی به عشق ...

فدات شم مهربونم 

ناراحت نیستم و در کل دیگه ازدواج واسم جدی نیست 

من دعاهام در حق همه میگیره غیر خودم از ته دلم از خدا میخوام برات که امسال باردار بشی 

فدات شم مهربونم  ناراحت نیستم و در کل دیگه ازدواج واسم جدی نیست  من دعاهام در حق همه میگ ...

منم از ته دلم میخوام بهترین ها پیش بیاد واست 

منم قید بارداری زدم 

میخوام رحم کرایه کنم

😘

.دوس دارم همسرم خوب شه معجزه شه و سنگای کلیه ش از بین بره و دیگه هیچوقت سنگ نسازه...
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز