بچه ها مهمونی دعوت شدم. خونه خواهرم. افطار. اما همسرم سرکاره. من ناراحتم از اینکه میتوانستند زمانی برگزار کنند که همسرم باشند. چون بقیه میهمانها همه روز ه هستند بین امروز یا فردا فرقی نداشت. بنظرتون برم یا نه
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
متاسفانه یا خوشبختانه یه اخلاقی دارم که بدون همسرم حتی بیرون غذا نمیخورم. یا چیزی میخورم برا همسرم برمیدارم. همسرمم همینطوریه. نه میزبان مشکلی نداشت میتونست تغییر بده تایمو.