داداشم از نوجوونی دوست دختر داشتع جوری که مامان بابام خبر نداشتن چون خیلی زرنگ بود و روابط پنهانی زیادی داشت
فقط من خبر داشتم چیکارا میکنه و کجا میره و...
حالا میخواد ازدواج کنه و گیر داده که به دوست صمیمی من ازدواج کنه و به من میگه که باهاش حرف بزنم
این دوست من از بچگی باهاش بودم و خیلی نزدیک بودم بهش هیچ وقت دوست پسر نداشته و خیلی پاکه چادریم هس
الان من از یه طرف خوشحالم اگه دوستم زنداداشم بشه ولی خب عذاب وجدان دارم که ازش پنهون کنم داداشم چقد دوست دختر داشتع😐