اولش که تو خواستگاری حتی نگاهشم نکردم فقط قد بلندشو دیدم چهره رو اصلا نگاه نکردم بعدش تو آزمایش خون به خواهرم گفتم نمیخوامش چهره اش به دلم نیست گفت چهره عادی میشه موقعیتش خوبه بعد موقع خرید عقد چند باری خودشو نشون داد از اخلاق تند تا خسیس بودن و شکاک بودن و... اما باز مادرم و مادرش نذاشتن بهم بزنم بلاخره بعد از عروسی ۴۴ روز بیشتر تحمل نکردم اونم تیر آخر رو با خیانت زد بهم