از همون اول ازدواجم بخاطر مامانش بامن بحث میکنه
تو باید بری خونه تکونی عید کمکش کنی..
تو باید از خونه خودتون غذا درست کنی ببری براش
تو باید همش کنار مادرم باشی همه کاراشکنی باهاش همش بری بیرون....
منو دیونه کرده دیگه نمیتونم تحملش کنم
تازه مادرشم بمن بی احترامی میکنه بمن میگه کار خوبت کرد.. حقته باید کو.نتو بسوزونه.. انگار دشمنی داره باهام
چون نرفتم عید کمک مادرش کنم بهم میگه خدارو شکر میکنم مادرم افتاده نشده ک دست نگاه کنه تو بشه بتو نیاز داشته باشه...
هزار حرف منو میزنه خدا هیچ دختری گیر همچین مردا نیوفتن
ازتون میخام برا حل شدن مشکلم برام صلوات بفرستید
دعا کنید همسرم و مادرشوهرم به سزای عملشون برسن خیلی بمن ظلم کردن
من تو دوران عقد هستم خونشون خیلی دیر ب دیر میرم
الانم بخاطر بحثایی ک باهام کرد گوشیمو خاموش میخام کنم
اگه بحث ب طلاق ختم بشه حرف من میرسه؟ میخام مهریپو تا قرون اخر بگیرم؟ همه شو میدن؟ بجایی ک اون از رفتن من بترسه بیشتر داره ازیتم میکنه... من عقد کردم اما هنوز سر خ نه زندگیمون نرفتیم و تا زمانی ک عروسی نگیریم نمیریم جواب سولاامو بدین برام دعا کنید