خانوما من خونم سه طبقه اس بزرگه یک ماهه دارم خونه تکونی میکنم بخدا از دست زانو درد و بازو درد پدرم در اومده حتی به مادرم کمک نکردم حالا صبح مادرشوهرم زنگ زده که فردا باید برم خونشون کاراشو بکنم خودم هنوز کارام کامل تموم نشده راه پله ها مونده به جز من سه تا دیگه عروس داره من عروس بزرگم از من همش توقع داره من واقعا نمیتونم برم کمکش ۴ تا دختر داره بهش گفتن عروسات نیان کمک ما هم نمیآییم حالا چی باید بگم به مادر شوهر اصلا هیچی حالیش نیست فقط میگه بیاا
اصلا وظیفه عروس نیست خونه مادر شوهر تمیز کنه مگه اینکه خرج شمارو بده وظیفه دخترای خودشه اگه رفتاراش کلا باهات خوب نیست و شوهرت هم حرفای مادرشو تاید میکنه همین الان جدا شین بهتره تا چند سال بعد
ما هم این مصیبت و داشتیم الان ۴ یا ۵ سال پسرها پول میزارن کارگر میگیرین واسش
شما هم همینکار و بکنید
منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر لای موهای تو گم کرد خداوندش را ...🥀🥀 دشمنت را هم چو میخ خیمه می خواهم ، مُدام سر به سنگ و تن به خاک و ریسمان در گــردنش 🥺🥹💫💫