امروز من و دوتا خواهرام کار اداری داشتیم ، رفتیم اون اداره ، شوهرم ما رو رسوند چون خودش باید میرفت سرکار خودش ، یکم عجله داشت . یکم اونجا نشستیم ، کارمندای اونجا ۴ تا خانم بودن ، شوهرم به اون دختره که کارا رو انجام میداد گفت خانم میشه یکم سریع تر امضاهای ما رو بگیرید من خیلی دیرم شده . دختره گفت سیستم قطعه ، خدا کنه زود وصل شه تا بتونم کارتون رو انجام بدم . تا اینو گفت سیستماشون وصل شد و کار ما انجام شد و داشتیم میومدیم بیرون ، دختره داشت با ما و شوهرم خداحافظی می کرد گفت خب خدا رو شکر سیستما وصل شد کار انجام شد . شوهرم گفت تشکر پاکی قلب شما بود دعا کردید ، خیلی زحمت کشیدید .
دختره یه ذوقی کرد که نگم ، به دوستاش نگاه کرد ، که مثلا ببینید چی بهمگفت .
حالا من منتظرم که شوهرمبیاد وافطار بشه تا تو دهنش فلفل بریزم 😐 صد بار بهش گفتم اینجوری با مردمحرف نزن 🤦♀️
حالا بذارید بیاد من ببینم این پاکی قلب اون خانم رو از کجا دیده😐