بچه ها من کمتر از دو سالم بود پدر بزرگم(پدرِ پدرم) رو از دست دادم
الان ۲۴ سالمه
طبیعیه هیچی ازش یادم نمیاد
و موقع فوتش من کوچیک ترین نوه ش بودم
مادرم خیلی ازش خوب گفته به من برای همین همیشه دوسش داشتم و دارم
من هر وقت به یه گرفتاری برمیخورم میاد به خوابم و یه چیزی به من میگه این در حالیه که مثلا عمه و عموهام میگن آرزوشونه پدر بزرگم بره به خوابشون و ببیننش یه بار دیگه
اما به خواب من توی گرفتاری هام میاد🥲
مثلا همین دیروز اومد گفت روزه دار و این دل چرکین؟ صاف کن قلبتو... اینو با مهربونی گفتاااااا🥲
بچه ها بنظرتون پدر بزرگم بخاطر اینکه از همه کوچیک تر بودم میاد به خواب من؟ 🥲
چرا فقط میاد به خواب من؟ 🥲
یعنی اون دنیا منو میبینه و دوسم داره اونم؟ 🥲