دایی مامانم مدیر یه دبیرستان بود
تعریف میکرد یه روزی دستشویی معلم ها خراب بود و من وقتی دانش آموزان سر کلاس بودن، رفتم دستشویی دانش آموزان
یه بادی ازم خارج شد، یه نفر از دستشویی کناری گفت: داداش تو کلاس چندی؟
منم صدام رو ریز کردم و گفتم کلاس اول
گفت: گوه خوردی، این گوز لیسانس داره
اومد بیرون و ایستاد تا من بیام بیرون، صدام رو نازک کردم و گفتم: برو سر کلاس که اگه مدیر بیاد دهنت صافه، گفت: ریدم دهن مدیر مگه اون جرأت داره بیاد
خیلی دوست داشتم بیام بیرون و ببینم کیه تا دهنش رو سرویس کنم
اما از این میترسیدم لو برم و از فردا
مدیر گوزو صدام کنن
خلاصه گذشت و بعد دو روز من توی راهرو مدرسه، صدای اون دانش آموز رو شناختم
کشیدمش کنار و گفتم: بهم گفتن به من فحش دادی
گفت: ریدم دهن اونی که تو دستشویی لاپورت من رو داده « خودم رو میگفت»
اگه ببینمش دهنش رو سرویس میکنم
صدام رو نازک کردم و گفتم
جدی میفرمایید ؟!
گفت: میدونستم اون گوز، گوز یه دانش آموز نیست اما فکر نمیکردم اون گوزو شما باشید😂😂