خانواده ی مادری خیلی توهین میکنن به پدرم و خانوادش خیلی زیاد همش میگن پدرت احمقه عمه هات خر ابن نمیدونم عموهات بی عرضن
دیروز نشسته بودیم توهین میکردن بعد من جوابشون رو دادم دراومدن گفتن وای کی تورو میگیره زبون دراز درصورتی که من فقط گفتم خب شما هم میتونستید بیاین بیمارستان پیش پدرم و این حرفشون خیلی ناراحتم کرد میگفتن مطمئن باش هرخاستگاری اومد برات ما ردش میکنیم و میگیم چطور شخصیتی داری
مثلاً پدرم توی ماجرا گلوله خورده بود به پاش بعد اونا چرت و پرت که چرا خانوادش نیومدن چرا؟؟؟من گفتم مگه برا شماها که زندگیشون رو دادن و خونه براتون فروختن اومدین؟گفتم نهه وظیفه ی ما نیست دیگه بحث کش دار شد آخرش کف تو چقد زبون درازی نمیدونم کی میخواد تورو بگییره