دوستم شوهرش پلیس هست من هم می خواستم برم خونه ش، باید یک ساعت با خودش هماهنگ می کردیم تا خودش یا بیاد دنبال مون یا برامون ماشین بگیره با ماشین مخصوص خودشون بریم خونه شون یا بیایم بیرون
فامیل ما دامادشون نظامی بود بعد هی برای خانواده خانمش خط ونشون میکشید. میگفت بازداشتتون میکنم. آخرشم زهر خودش راریخت بی دلیل پدروبرادرهای خانمش راباز اشت کرد.