نشسته بودیم خونمون یه لحظه درمونو پسر همسایمون زد گفت عمو زیر ماشینتون اقایxترقه میندازه (کلا همسایه هامون خیلی حسودن) تا که اینو شنید همسرم رفت ک تذکر بده اینکار و نکنن پررو پررو همسایمون به همسرم گفتش ک خوب میکنم میندازم
بعد شوهرم باهاشون لفظی دعوا کرده بعدش میخواستن فیزیکی شه جداشون کردن نگو ب همسرم چاقو میخواستن بزنن زنا زاده ها
تو پایین شهر زندگی میکنیم روزی نیست که بذارن اب خوش از گلومون رد بشه یا خط میندازن رو ماشین یا اینجوری میکنن یا پشت بوممون شده پل عابر پیادشون
فقط دعوا دعوا میگن دنبال دیه هستن