ب دلایلی چند ماهه نتونستم برم سرکار،بچه کوچیک دارم هیچی نتونستم براش بخرم همش میگه مامانی کی واسم کفش میخری کی واسم لباس میخری میگه واسم ترقه بخر چقدر دنیا بی عدالته یکی غرق پوله وخوشبختی یکی مثل من که چند ماهه خونه نشین شدم افسرده شدم نمیتومم برم سرکارم حداقل واسه بچم چیزی بخرم
خدایا گله نمیکنم هزار مرتبه شکرت ولی خوب ماهم بندت هستیم خدا جونم یه نگاهم ب ما بکن ب بچه ی مظلوم من بکن خدای مهربونم شب عید کارم شده گریه
زندگی من سالهای سال درگیر بدبیاری و مشکلات متعدد و ..بود.تلاشم زیاد بود و جوابم کم..دست به طلا میزدم خاک میشد..یه شب از ته دل، از اون ته ، ته از خدا خواستم فقط بهم نشون بده چرا؟ و نشون داد....نذرهای ادا نشده..یه دفتری برداشتم تمام نذرهایی که ادا نکرده بودم رو نوشتم ، به ازای نذرهایی هم که فراموش کرده بود یه ختم ۱۲۴,۰۰۰ صلوات برداشتم و شروع کردم به ادای نذرهام..دونه به دونه رو ادا کردم. سخت بود، زیاد بود، اما اداش کردم..خدا رو شاهد میگیرم که ورق زندگیم برگشت..نمیگم یه شبه پولدار شدم و به عرش رسیدم و ...اما مشکلاتم نصف شد، بدبیاری هام تموم شد و جواب زحماتم رو گرفتم..الان اگر نذری کنم همون لحظه یاداشت میکنم و از همون لحظه شروع میکنم به ادا کردنش..نمازام سر وقته و تاثیرش رو تو زندگیم تو هر ثانیه دارم میبینم...این تجریه زندگی منه..بزرگترین تجربه..داستان کاملش تو تاپیکام هست..