2777
2789
عنوان

طلای یهویی

494 بازدید | 24 پست

مدرسه بودم یهو زنگ آخر پیام داد میام دنبالت بریم طلا بخریم

نگران بود از اینیم که هست گرونتر شه با مادرش رفتیم 🙊 کاملا یهویی با قیافه خسته و تیپ ژولیده ی من 

هنوز عقد نکردیم عید فطر تازه بله برونه

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

من منتظر بودم زنگ آخر شه بیام خونه ببینم مامانم چی پخته واسه ناهار😋

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...

آاا مبارکت گلم ولی فعلا نفروشش ک گرون خریدین

 من از باور مرگ دارم میام و میخوام بگممعجزه اتفاق میوفته✨🌈.                                                               کاربری دوم🌱.          💚هرلحظه هزار بار خداروشکر میکنم💚.       
خخخ منم  البته من دانش آموز نیستم معلمم😂

عزیزم❤️😄

چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108