2777
2789
عنوان

از نامزدم خسته شدم دیگه دیونم کرد

998 بازدید | 58 پست

سلام من عقد کردم با پسر خالم قبلاً اومده بود خواستگاریم پدر مادرم راضی نشدن بعد رفت با یه دختر قریبه عقد کرد عروسی کردن به یه هفته نکشید ازدواجشان دختره رفت خونه باباش به پسر خالم که الان شوهرشه تهمت زده که عقیم هست بعد کلی داد گاه و اینها جدا شدن دختر هم طلا ها و این ها رو ازش برد البته این داستان مال پارسال هست بعد امسال مهر ماه اومدن با پدر مادرم حرف زدن گفتن خونه داره کار داره لطفا راضی شاید هرچی بخواید انجام میدیم من اول راضی نشدم اصلا گریه میکردم تا اینکه پدرم با حرف زد دیگه حرف پدرم رو قبول کردم عقد کردیم اینها الان چند ماه میگذره بعد اینجا جهیزیه به عهده ی داماده همش میگه ندارم ندارم حقوق خودش پونزده از باباشم میگیره پونزده تومن کل وسایل رو قسطی گرفته الان بم میگه قرض هام زیاده بعد منم از همون روز خواستگاری گفتم عروسی تو تالار می‌خوام این ها کل شرط هام رو گفتم گفتن باشه بعد الان میگه نمیتونم بزار خونه بگیریم ساده دیشب کلی باش دعوا کردم گفتم اصلا قبول نمیکنم من از اول بت گفتم چی می‌خوام قبول کردی حق نداری زیرش بزنی شما میگید چیکار کنم بخدا هر چی. فکر میکنم نمیتونم پیشنهادش رو قبول کنم بخدا دلم عروسی میخواد برام مهم بود که روز خواستگاری هم در موردش حرف زدم بعد این میاد اینطور بم میگه دیونم کرد دیشت تا سه شب بیدار بودم از عصبانیت

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

بنظرم حالا جشن عروسی نگیری هم اتفاقی نمیوفته البته من خودم چون برام مهم نیست میگم تورو نمیدونم

 بخدا من کلی برنامه ریختم واسه عروسیم کلی فک کردم بعدش من عروسی خیلی برام مهمه خیلی دوست دارم عروسیم خیلی خوب باشه واقعا نمیتونم کنار بیام باش 

واقعا عقیمه؟

نه بابا پزشک قانونی پیگیری کرد گفت نه سالمه کلا دختره از اول با خانوادش نقشه داشتن روز عروسیش من اونجا بودم مثل اینکه به زور شوهرش دادن اصلا نرقصید یه جا نشسته اخمو بود 

چند سالتونه؟ عقدین یا فقط نامزدین!؟

عقد کردیم هفده سالمه لطفا نگید چرا اینقدر زود ما فرهنگ خانوادمون اینطوریه دختر زود شوهر می‌کنه من خودم خیلی مخالف بودم اما دیگه حرف پدرم رو گوش دادم 

چطور اول که مجرد بود اجازه ندادن بعد که طلاق گرفت اجاره دادن  تازه راضیت هم کردن،   قبول ...

اول وقتی اومد نه کار داشت نه خونه نه ماشین هیچ است اما ایندفعه گفتن خونه و ماشین و کار داره 

عقد کردیم هفده سالمه لطفا نگید چرا اینقدر زود ما فرهنگ خانوادمون اینطوریه دختر زود شوهر می‌کنه من خو ...

نه آخه چرا بگم زود بوده بالاخره اطرافم خیلیا بودن که حتی تو سن کمتر هم ازدواج کردن 

شرطایی که گذاشتی رو مصمم باش اگه تا این حد که میگی خیلی برات مهمه 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز