2789
عنوان

دیگه نمیتونم

46 بازدید | 1 پست

چهارساله عروسی کردم از بچگی بدغذا بودم جایی چیزی نمیخوردم ولی وقتی ازدواج کردم شد ی ترس بزرگ ک میرفتم خونه خانواده همسر حالم بد میشد و استرس شدید و تهوع و لرزش میگرفتم هی میرفت این داستان هی دوباره برمیگشت،ی ماه پیش از ترس عید و مهمونی ها حالم انقدر بدشد ک دیگه تو خونه هم هیچی نمیتونستم بخورم رفتم روانپزشک اسنترا و الازین و پروپرانول داد ی هفته خوردم کمی ارومم میکرد تا ک الان چند روزه ب جنون رسیدم شبا چشامو میبندم ی ثانیه خوابم نمیبره قلبم تو دهنمه ترس وحشت از غذا خوردن دارم عق میزنم معدم داره ازگشنگی میترکه ولی چیزی نمیتونم بخورم،همرو اسیرخودم کردم دوباره 28ام مامانم نوبت گرفته برام همش گریم میگیره میگم من تو خونه اینجورم،برم خونه مادرشوهرمینا عید ابروم میره بخدا دلم میخواد خودمو بکشم از عید و هر مناسبتی متنفرم😭

از چی استرس میگرفتی ؟

🔴در طول روز و در مورد هر چی بخوام  هر چقدر بخوام تاپیک میزنم عزیزم اگه مشکلی داری تاپیکامو دنبال نکن برو اتم  بشکاف 👍🏻🔴 تگم نکنین به هیچ وجه نمی‌بینم 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز