پس من چی بگم که خرجمون با پدرشوهرم یکیه
اصلا حساب و کتاب نداره
همین دیشب با مادرشوهرم رفتیم خرید برای یارانشون وقتی میخداستن حساب کنن فروشنده گفت فعال نشده
حالا مادرشوهرم خودش کارتشو داده میخواد حساب کنه شوهرم کارتو گرفته نذاشت تند تند میگه خودم حساب نیکنم از کارت من بکش
یعنی همیشه همینطوره مسافرت دکتر خرید
فقط خدا رو شکر کن که خونتون جداست
من مه تو یه ساختمون هستیم دارم نابود میشم