بچه ها چن وقت پیش ی پسری بود که باباش پولدار بود بعد منمم اینو میشناختمم دیگه..خلاصه اینکه خیلییییییی بهم نگاه میکرد مثلا منو میدید مشتری هاشو ول میکرد میومد دو ساعت بهم زل میزد مشتری هاش مثلا بهش میگفتن مثلا آقای فلانی.. قشنگ میدیدمم میگفت اوکی بمونین الان بعد داست همینجوری نگاه میکرد بهم😂😔
ی بارم اومده بود سمت کلاسم نمیدونیم میخاس ب من یا رفیقام شماره بده ولی خلاصه اینکه میخاست شماره بده
اینکه خیلییی ذهنمو درگیر کرده بود که باید چیکار کنممم
پس رفتم توی مدرسه گفتم کع آمارش و.. فلان اونا هم گفتن با فلانیه و اون دختررو هم پیدا کروم بهم میان ...و دختره اول اسمشو گذاشته
ی بارم اونا رو با هم تو ماشین دیدم ...
خدایی نمیفهمم این پسرا چگونه
ترسم از ابنه وقتی گفتم بهشون نرن ب دختره یا پسره نگن:////خاک تو سرم