منم تا ۱۲ سالگی اینجوری بودم. اوایل سن ۶ یا ۷ سالگی خیلی تلاش کردن منو جدا کنن ولی نمیشد و بدتر میکردم. به مرور مادرم اهسته اهسته ساعتی جاشو جدا کرد. خیلی هم اذیت شد ولی شد. شب ها ساعتی جاتو جدا کن ولی به زور و یهو نه ترسش بیشتر میشه. ترس باهاش میمونه. اگر نشد ببرش دکتر تا راهنمایی ات کنه.