یه جورری از عروس خالم جلوم تعریف میکنه.....
انگار هنرکرده
انگاری که خونه ماشین پسرخالمو زفته خودم براش خریده نه
معلومه که پسرخالم خودش تلاش کرده
مادرش ارزشی برایش نداشت
وقتی تا کلاس چهارم دنبستان بیشتر نخونده
حتی درستم نمیتونه تایپ کنه
بعدش ازمن عرضه بیشتری داره
نه تنها مامانم بلکه خالم همه میگن خوبه
دلم میخاد بگم بهشون اگه عرضه دارید بگبد عروستون ادامه تحصیل بده بره پزشکی بخونه ببینم میتونه یه صفحه از کتاب های تجربی بخونه