فکر کردیم دوستن و دشمن بودن لطفا باهرکسی صمیمی نشید و به هرکسی دوست نگید
کسی که فکر میکردم خیلی رفیقمه و خیلی براش ارزش قایل بودم امروز قبل آزمون دیدمش با کلی خوشحالی باهاش احوالپرسی کردم و حرف زدم یهو عمدا یکی که خیلیم باهاش رفیق نبودو پیدا کرد رفت سراغ اون که منو بیمحل کنه بعدم وقتی رفتیم سر جلسه دوتا تیکه بهم انداخت با یه لحن حسود طور برگشت گفت معلومه خیلی آماده ای به مدادا و دعای تو دستم اشاره کرد و بعد گفت چادریم که شدی ما قبلا خیلی صمیمی بودیم ازین رفتارا نداشتیم چون گفتم درس خوندم اینطور کرد
منم یه دوست دارم ۱۶ سالمه و ۱۵ ساله با هم رفیقیم آدمای جدیدی اومدن تو زندگیش سر یه قضایا باهم بحث کردیم به خدا من فقط خوبشو میخاستم ۳ ماه باهم قهر بودیم دیروز یه ویلا دعوت بودیم با خانواده ها رفتیم ۴تا خانواده آشتیمون دادن
من دروغ گفتن بلد نیستم گفت خوندی گفتم اره تلاشمو کردم نمیدونستم قراره نیش بزنه آموزگاری
آها گلم انشالا خوب داده باشیو اون بیشتررر حسودی کنه ...من خودم ب شدتت بدم میاد به یکی حسودی کنم ولی انقدر ازین آدمای دورو تو زندگیم دیدم همیشه سعی کردمم هرکاری ک میخوام بکنم ب کسی نگم ..اتفاقا من وقتی یکی به موفقیت میرسه من چند برابر اون براش خوشحال میشمم ..هعیی از دست این آدمااا🤲🚶♀️🚶♀️🚶♀️
من خیلی وقته به کسی اعتماد ندارم ولی اون یه چیز خاص بود خیلی، خیلی آدم پاک و مظلومی بود اما اون آد ...
وای منم تو دوران راهنماییم با ی دختری خیلی صمیمی بودم دختر خیلی خوبیم بود ولی نمیدونم یهو چیشدک وارد ی اکیپ خیلی داغون شددد رفتارش از این رو ب اون رو شد ...شده بود از اونایی ک دستاشونو تیغ میزنن تو کلاس ..با هزار جور پسرر میگشت..