بنا به توصیه دوستان رفتیم سمت راه اهن ک اونجا هتل و مسافرخونه داره
گشتیم یکی با قیمت مناسب پیدا کردیم.
ولی محله بسیار ناامن...کل سفر با ترس و لرز طی شد.
اومدیم دکتر ک ایشون فرمودن بیمارستان خصوصی عمل میکنن و هزینه عمل و دستمزد و اینا میشه ۶۰ میلیون. منم با درد جسمی و دل ناراحتم کنار اومدم.(جدا از هزینه دوران نقاهت ک اونجا باید بمونم)
دکتر دیگه رفتم ک گفت بیمارستان معیری خوبه ولی خودشم عمل نمیکرد گفت ممکن هم هست نتیجه اونی باشه ک میخای اما ب هر حال دقت کافی بخرج نمیدن و ...
حالام برگشتم شهر خودم فکرامو بکنم اما در هر صورت دیگه تهران عمل نمیکنم چون واقعا دغدغه و مشکلم جای خوابه..
برای خودمم نه برای بچم ک کوچیکه و همسرم باید مراقب جفتمون باشه و واقعا شرایط سختیه.
خلاصه منم ی کوچولو پس انداز داشتم دلمم پر بود نتونستم منطقی باشم و بهش دس نزنم و شب عیدی دل خودمو شاد نکنم
اومدم ونک یه مانتومجلسی و یه شلوار مجلسی گرفتم اف خورده بودن شد حدود چهار و خورده ای،خیلی خیلی خوشحال شدم اگه بگم درد جسمیم رف پی کارش و تنم سالم شد دروغ نگفتم.
ولی ما ک نمیدونستیم باید شب ماشینو بزاریم پارکینگ راه اهن....ماشینو گذاشتیم جلو در هتل ، خریدام موند تو جعبه ماشین.
همه چیو شوهرم چک کرد قفل فرمان و قفل پدال و درا بسته و ...
روز بعد ک داشتیم میومدیم خونه دیدیم قفل جعبه رو باز کردن و سوری گذاشتن سر جاش و فقطم لباسای منو برداشته بودن.
چمدون و یه خورده خرید دیگه و کفشای خودمو شوهرم و... اینا سر جا بودن.فقط اون مانتو شلوار من...
و من با دلی غمگین و درد جسمی و دغدغه عمل برگشتم شهرم.
نمیدونم چرا اینجوری میشه ولی انگار ی جا خدا نمیخاد ک بشه جدا از بحث مالی و اینا...خیلی وقتا سر موضوعهای مختلف زور زدم ولی نشده
اگ نظری داشتین بگین.