2777
2789

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

عه ربکا ام اون روز این خاطره و تعریف کرد فقط اون مامانش زد تو گوشش

اگه مجید بره چجوری اسمتو عوض می کنی 😐😂

울던 곳에서 웃게 될 거야؛ و ت‍‌و خ‍‌واه‍‌ی خ‍‌ن‍‌دی‍‌د در ج‍‌ا‍‌ی‍‌ی ک‍‌ه‍‌ ق‍‌ب‍‌ل‍‌اً گ‍‌ری‍‌ه ک‍‌َرده‍‌ ب‍‌و‍‌دی :)))

من تو قم گم شدم مامانم اول با چشمای اشکی بغلم کرد بعد دو تا نیشگون محکم ازم گرفت من اشکی شدم😂

تازه گم نشده بودم رفته بودم تو مغازه ها میچرخیدم مامانم اینا رو میدیدم دارن میدوان این ور اون ور🤭

حالا خداتو شکر کن

من چهار سال گمشده بودم 

울던 곳에서 웃게 될 거야؛ و ت‍‌و خ‍‌واه‍‌ی خ‍‌ن‍‌دی‍‌د در ج‍‌ا‍‌ی‍‌ی ک‍‌ه‍‌ ق‍‌ب‍‌ل‍‌اً گ‍‌ری‍‌ه ک‍‌َرده‍‌ ب‍‌و‍‌دی :)))
پیش کی بودی

۴ سالم بود یه پیر زن تنها بود منو پیدا کرد برد خونه خودش نگهم داشت خونش قدیمی بود و یجورایی حس خوبی داشت عروسک های قدیمی داشت که برا بچه های خودش بود دکمه ها و مهره های قدیمی داشت مهر و تسبیح داشت باهاشون بازی می کردم همون موقع پیام کرد نماز یادم داد با هم نماز میخوندیم سه سال بعد بعد مدرسه هم ثبت نامم کرده بود ۸ سالم بود خانوادم به طور عجیبی به دلیل کمک کردن به نیازمندا و اینا با پیر زنه آشنا شدن منو پیدا کردن اولش کلی گریه کردن برام بعدش کلی کتکم زدن 😐 خیلی وقت از اون ماجرا گذشته بود یه سال پیش اعلامیشو دیدم کلی براش گریه کردم واقعا همون موقعی که گم شدم با اون زندگی کردم بهترین روزای زندگیم بود 🥲

울던 곳에서 웃게 될 거야؛ و ت‍‌و خ‍‌واه‍‌ی خ‍‌ن‍‌دی‍‌د در ج‍‌ا‍‌ی‍‌ی ک‍‌ه‍‌ ق‍‌ب‍‌ل‍‌اً گ‍‌ری‍‌ه ک‍‌َرده‍‌ ب‍‌و‍‌دی :)))
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز