2777
2789
ببین من بچگی پرآشوب داشتم که احتمال میدم یهو با حمله ی اضطرابی خودشو نشون داده بود، توام باید بگردی ...


اره ریشه این اظطرابه از یکی دو روز نیست با گذر زمان خودشو نشون داده من خیلی ادم زود رنج زیاد فکر میکنم ریشش از دبیرستان و کنکورمه ولی خـوب از کودکیم میتونه باشه

فهمیدم زندگی همین لحظه های خیلی معمولیه…

اره ریشه این اظطرابه از یکی دو روز نیست با گذر زمان خودشو نشون داده من خیلی ادم زود رنج زیاد فکر میک ...

ببین حرص خوردن برای  کنکور و درس که واقعا تو این دنیا که هرروز یه چیز تازه ای داره بهت نشون میده، واقعا خنده داره!

سعی کن بخاطر این چیزا خودتو اذیت نکنی 

همه ی اینا میگذره روانت و آرامشت از همه چیز مهمتره

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ببین من بچگی پرآشوب داشتم که احتمال میدم یهو با حمله ی اضطرابی خودشو نشون داده بود، توام باید بگردی ...

منم ۱۹ سالمه الان چن سالته هنوزم دچارش میشی

فهمیدم زندگی همین لحظه های خیلی معمولیه…

منم ۱۹ سالمه الان چن سالته هنوزم دچارش میشی

الان ۲۹ سالمه، ۹ سال درگیرش بودم تا ۲۷ سالگی، الان اصلا اونجوری نمیشم بعضی اوقات که استرسم زیاده شبا با ترس بیدار میشم ولی ۲۰ ثانیه ام طول نمی‌کشه که بهتر میشم.خداروشکر میکنم واقعا

ببین حرص خوردن برای  کنکور و درس که واقعا تو این دنیا که هرروز یه چیز تازه ای داره بهت نشون مید ...

حرفت درسته ولی کنکورم به تنهایی نبود کنارش حاشیه هاشم زیاد بود دست خود ادم نیس کرونایی ک گرفتم خیلی چیزایی ک باعثش شد ولی کنکورمم خیلی اذیتم کرد

فهمیدم زندگی همین لحظه های خیلی معمولیه…

الان ۲۹ سالمه، ۹ سال درگیرش بودم تا ۲۷ سالگی، الان اصلا اونجوری نمیشم بعضی اوقات که استرسم زیاده شبا ...

یعنی ممکن منم زیاد طول بکشه...حملاتش از اول کمتر شده یعنی به مرور کمتر میشه؟

فهمیدم زندگی همین لحظه های خیلی معمولیه…

یعنی ممکن منم زیاد طول بکشه...حملاتش از اول کمتر شده یعنی به مرور کمتر میشه؟

وقتی اطلاعاتت راجع بهش بیشتر میشه و متوجه میشی نمیمیری

رفته رفته کمتر میشه

من یجوری بودم هرشب بیمارستان بودم و نوار قلب میگرفتم دکترام تشخیص نمیدادن!

دیگه خودم شروع کردم تحقیق کردم و خودم متوجه شدم اسمش چیه و بعد چند سال هم با تراپیست صحبت کردم.

وقتی اطلاعاتت راجع بهش بیشتر میشه و متوجه میشی نمیمیری رفته رفته کمتر میشه من یجوری بودم هرشب بیما ...

کاملا بیماری ذهنیه و ریشه روانی داره فقط سعی کن اضطرابتو کم کنی و زیاد فکر نکنی

وقتی اطلاعاتت راجع بهش بیشتر میشه و متوجه میشی نمیمیری رفته رفته کمتر میشه من یجوری بودم هرشب بیما ...

اره شکر من اول اطلاعات کافی نداشتم همش فکر میکردم مشکل قلبیه ولی همین ک میدونی قرار نیست اتفاقی بیفته خـودش ادمو از قبل اروم تر میکنه  

فهمیدم زندگی همین لحظه های خیلی معمولیه…

تمرین تنفس و انجام فعالیت های ورزشی و دور شدن از استرس، پنیک از از استرس و فشار روانی ب وجود میاد

حملاتش گاهی ارومی بدون دلیل دست میده ولی با استرس تشدید میشه..

فهمیدم زندگی همین لحظه های خیلی معمولیه…

دقیقا درمان از همینجا شروع میشه البته اگر با یه تراپیستم صحبت کنی خیلی بهتره.

دکتری ک رفتم گف از این دکتر بع اون دکتر نکن اخه دوتا دکترو عوض کردم گف اخرش به این نتیجع میرسن ک قرص اعصاب بدن 

فهمیدم زندگی همین لحظه های خیلی معمولیه…

کاملا بیماری ذهنیه و ریشه روانی داره فقط سعی کن اضطرابتو کم کنی و زیاد فکر نکنی

مررسی قشنگم بابت وقت و اطلاعاتی ک بهم دادی امیدوارم بطور کامل حالت خوب بشه ❤ 

فهمیدم زندگی همین لحظه های خیلی معمولیه…

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108