کدوم شهری؟
چقدر مثل منی...
فقط با این تفاوت که ما فامیل زیاد داریم تو شهر اما خونمون نمیان، دلم گرفته من و بابام زندگی می کنیم تک و تنهام بابامم اصلا باهام حرف نمیزه، فقط گشنش بشه میگه شام اماده شد؟ ناهار اماده شد؟
همین...
من صبح تا ظهر شاغلم ظهر که میام دیگه شبش دلخوشیم غذا پختنه روحم تازه میشه نعمتای خوشکل هدارو می بینم
و دومین دلخوشیم تمیز کردن خونست که همیشه برق میزنه و همه چی مرتبه و نو کیف می کنم اما خچنه تمیز کاش مهمون میومد