ادمی نیست ک بشه از در دوستی وارد یشی فقط دروغ میگه یکسره و با دروغ توجیه میکنه کاراشو هر کار بدی هم ک تو فکرشو بکنی انجام میده
زیر بار نمیره مطمئنم
نمیتونم به هیچکس بگم
خانواده خودم که چقد مخالف بودن چقد وایسادم گفتم میخوامش با اصرار زیاد حالا روی برگشت ندارم
یبارم به خودش گفتم میخوام به بابات بگم نمیتونم اینو قایم کنم از خانواده ها گفت ابرومو نبر داری اشتباه میکنی داری تند میری خلاصه گریه کرد دلم براش سوخت دیگه بیخیال شدم
ولی کلا ۲ بار پیشش دیدم بار اول زیر بار نرفت که مال خودشه بار دوم فقط نگاش کردم و سکوت کردم اونم خیلی هول شد ولی من چیزی نگفتم اما امشب یدفعه ساعت یک رفت بیرون مطمئنم زفت خرید