2777
2789
عنوان

انتقام یا چی

89 بازدید | 10 پست

 واس انجام ماموریتی رفتیم جایی که ۷ تا خانم بودن و ۳ تا اقا که اابته خودمم پسرم و ۲۴ سالمه

یکی از اون اقاهه که رئیسمون بود و خب اشنا بود ولی بقیه همه نا اشنا بودن و خب چون تایم بالایی تو صندلی نشستیم و من واقعا حرفی واس گفتن نداشتم ولی رییسمون ماشالا خوب صحبت میکرد که این وسط چیزی باعث میشد بهش حسودی کنم این بود که انگاری تو دل همه رفته بود و خیلی تحویلش میگرفتن و حتی یه خانم که هم سن منم بود و شوهرم داشت چنان باهاش گرم میگرفت که به گمونم شمارشم گرفته باشه و بهش میگفت مشتی هستی و پرطرفدار و سردار دل ها و فلان با این که رییسمون سنشم بالاست و ۲ سال دیگه بازنشسته میشه ولی خب قیافش بد نیست و چون قبلا ورزش میکرده سرحاله... 

منم خب خییلی کم حرف میزدم تک و توک و اخه چیزیم نداشتم که بگم 

اون یکیم که کلا یکم با من حرف میزد و کلا ساکت بود...

حالا حرفم اینه که بشخصه به ریسمون حسودیم شد که اونهمه طرفدار پیدا کرد و این که اون خانمه که شوهر داشته اگه از رییسمون خوشش اومده و گرم میگرفته یعنی پایبند هیچ تعهدی به همسرش نیستش ؟؟


 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چه ربطی به انتقام و حسودی تو داشت    

منظورم این بود که شاید چون خانمه از همسرش بدش میومد که انقدر با ریسمون خوش و بش میکرد ؟؟ 

مثلا شوهرش زنگ زده بود به گوشیش به ریسمون گفت ببین نوشتم همسر عزیز و ریسمون گفت همسر عزیز واقعا؟؟؟

چه فرقی بحال شما داره بعدشم هرکسی روابط اجتماعیش خوبه که خائن یا خراب نیست نمیشه ندیده هم نظر داد.

ولی خب منم تو جمع فامیلا یا دوستا روابط اجتماعی خوبی دارم ولی اونا واقعا اولین بار بود که میدیدمشون

ولی خب منم تو جمع فامیلا یا دوستا روابط اجتماعی خوبی دارم ولی اونا واقعا اولین بار بود که میدیدمشون

حساس نشو اگر میبینی جالبه رفتاراش واست روی خودت کار کن

از طرفی اون یه مرد سن بالاست و تجربش صد برابر از شما بیشتره

حساس نشو اگر میبینی جالبه رفتاراش واست روی خودت کار کن از طرفی اون یه مرد سن بالاست و تجربش صد براب ...

راستشو بگم دلم به حال شوهر اون خانمی که هم سنم بود سوختش..... به نظرم که شوهرش خوشش نمیومد زنش انقد با اون اقاهه گرم بگیره و بخندن و حتی اونو سردار دل ها لقب بده

به اونجام میرسی هنوز جوونی

یه چیزی واسم جالب بود

دو تا دختر خانم که مجرد بودن فاصلشو باهاش حفظ میکردنننن ....مثلا میدیدم ریسمون داره واس خانمای دیگه حرف میزنه ولی اون مجردا یا بهش توجهی نداشتن یا با خودشون حرف میزدن

به اونجام میرسی هنوز جوونی

بعد یکی از اوم مجردا به همون خانمه که شوهر داشت و خیلی با ریسمون گرم میگرفت داشت میرفت بیرون که دستشو به نشونه پر حرفی اون خانمه تکون میداد که چقدر حرف میزنی با اون اقاهه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز