واسه ناهار مامانم غدا درست کرده بود کته شفته بعد انداخت گردن من😐 گفت حواسم نبوده فکر کردم فلانی یعنی من درست کرده. دروغ گفت چون من خواستم ابکش کنم گفت نه کته خوشمزس کته کن منم گفتم کته هام خوب درنمیاد خودت بزار که شفتش کرد بعد داداشم محکم بشقاب برنجشو گذاشت جلو گفت بخووور با یه لحن بدی منم هیچی نگفتم فقط اخم کردم بعدش دراز کشیده بودم درس میخوندم کتابو نزدیک صورتم گرفته بودم اومد تو اتاق کتابو چسبود به صورتم گفت بخون کور شی😐قبلا ادمتر بود. اخرشم الان سر اینکه کی اشغال بزاره دم در دعوامون شد گفتم بزار من دستمو تازه مرطوب کننده زدم نمیخوام دوباره بشورم لج کرد گفت نمیزارم من رفتم گذاشتم وقتی برگشتم هر هر میخندید که خوشم میاد رو حرف خان داداشت حرف نمیزنی منم کلا امروز میزون نبودم گوشم اذیتم کرد امروز برگشتم هرچی از دهنم دراومد گفتم بهش گفتم خان داداش بی عقل و لج باز نفهمو فقط باید بی محل کنی انگار ک وجود نداره بعدم اومدم تو اتاقم درو بستم😑 از رفتارم بدم اومد ولی دلم خنک نشد میخوام بزنمش
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒
وای اونقدر فشارم رفت بالا که خندم گرفت چه زورگوعه خدا همه خواهرای برادر دار رو صبر بده
الهی امیننننن
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
هوووف خیلی تازه گفتم میخواد دوست دختری زنی چیزی بگیره سرش با اون گرم شه که زکی خیال باطل ...
کا داداش بزرگتر اصلا خوب نیست مدام گیر میدن
خل شدن
همونطور که از اسم کاربریم مشخصه اسمم هستی هست😁 (اسممو خیلی دوست دارم بابام انتخابش کرده) یک دختر مجردم مشغول تحصیل و تلاش برای اینده برای همگی یک زندگی سرشار از حس خوب و سلامتی و خوشی ارزو میکنم شمام اگر امضامو خوندین یک ارزوی قشنگ برام بکنید اگر تونستید به خودمم بگید چه ارزویی کردید😁 جدیدا مامان بزرگمو از دست دادم زن خوبی بود اگر امضامو خوندین براش یک صلواتی چیزی بفرستین اگر فرستادین بگید منم برای رفتگانتون صلواتی چیزی بفرستم
جرات نمیکنم حقیقتا😅یبار چندماه پیش یدونه محکم زدم پشتش سریع دویدم که بیام تو اتاقم پام یهو خالی کرد خیلییی بدجور افتادم تا سرم خورد به چارچوب از قسمت لاله گوش ضربه خورد خون میومد تا یه هفته نمیتونستم درست راه برم
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒
وای اسی الان چندتا تاپیک اون طرف تر حرفای یه کاربر درباره داداششو خوندم برگام ریخت
نظرم عوض شد اصلا قدر داداشت رو بدون😐
🌾 نظافتچی ساختمان یک زن جوان است که هر هفته همراه دخترک ۴-۵ سالهاش میآید. امروز درست جلوی واحد ما صدای تی کشیدنش قاطی شده بود با گپ زدنش با بچه... پاورچین، بیصدا، کاملا فضول، رفتم پشت چشمیِ در. بچه را نشانده بود روی یک تکه موکت روی اولین پله... بچه: بعد از اینجا کجا میریم؟ مامان: امروز دیگه هیچ جا، شنبه ها روز خاله بازیه... کمی بعد بچه میپرسد: فردا کجا میریم؟ مامان با ذوق جواب میدهد: فردا صبح میریم اون جا که یه بار من رو پله هاش سُر خوردم! بچه از خنده ریسه میرود... مامان میگوید: دیدی یهو ولو شدم؟ بچه: دستتو نگرفته بودی به نرده میفتادیا... مامان همانطور که تی میکشد و نفسنفس میزند میگوید: خب من قویام. بچه: اوهوم... یه روز بریم ساختمون بستنی... مامان میگوید که این هفته نوبت ساختمون بستنی نیست. نمیدانم ساختمان بستنی چیست؛ ولی در ادامه از ساختمان پاستیل و چوب شور هم حرف میزنند. بعد بچه یک مورچه پیدا میکند. دوتایی مورچه را هدایت میکنند روی یک تکه کاغذ و توی یک گلدان توی راه پله پیادهاش میکنند که "بره پیش بچه هاش و بگه منو یه دختر مهربون نجات داد تا زیر پا نمونم". نظافت طبقه ما تمام میشود. دست هم را میگیرند و همین طور که میروند طبقه پایین درباره آن دفعه حرف میزنند که توی آسانسور ساختمان بادام زمینی گیر افتاده بودند. مزهی این مادرانگی کامم را شیرین میکند. مادرانگی که به زاییدن و سیر کردن و پوشاندن خلاصه نشده. مادر بودن که به مهدکودک دو زبانه، لباس مارک، کتاب ضدآب و برشتوکِ عسل و بادام نیست. ساختن دنیای زیبا وسط زشتی ها، از مادر، مادر میسازد. 🌸✏️سودابه فرضیپور
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒
وای اسی الان چندتا تاپیک اون طرف تر حرفای یه کاربر درباره داداششو خوندم برگام ریخت نظرم عوض شد اصلا ...
چرا چیشده
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒
کا داداش بزرگتر اصلا خوب نیست مدام گیر میدن خل شدن
چون فکر میکنن خیلی بهتر از ما میفهمن
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒
واقعا داداش داشتن اینجوریه که همش دعوا میکنی ؟ پس چرا من همیشه ارزو داشتم یه داداش بزرگتر از خودم دا ...
حتما صلاح بوده عزیزم داشتنو نداشتنش هرکدوم یه جوره
قشنگترین قسم رو سعدی میده ، اونجا ک میگه به وصالت،به وصالت ک مرا طاقت هجران تو نیست :)🌱تفاوتها و اختلاف نظر ها آنقدر صدمه نمیزنند تا طرز بیان و راه و روشی که به کار میبریم 🦋وزن اول و فعلی ۷۹😬هدف اول ۷۵🔒هدف دوم۷۰🔒هدف سوم ۶۵🔒هدف چهارم ۶۰🔒هدف نهایی ۵۵🔒