هیچی یه جعبه شیرینی خریدیم بردیم خونه مادرشوهرم
مادرشوهرم به بهانه نماز سه ساعت توی اتاق بود قشنگ صدامون میشنید اصلا هیچی
بعد پدرشوهدم و برادرشوهرم هررررررر چی از دهنشون دراومد بهمون گفتن
فقط خواهرشوهرم ذوق داشت بعد که دید مادرش و پدرش و برادرش محل ندادن اونم مجبود شد ذوقش رو بروز نده
بچم نوه سومه و پسره