بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
درس را برای فهمیدن دوست داشتم اما وقتی میدیدم میان این مدرسهها، فهمیدن که نه، حفظ کردن مهم است، درس هم محبوبیتش را از دست داد و بزرگترین مقصرش همان معلمها و نظام آموزشی ای بودند که آمدند و در گوشمان نوار پرکردند. نمی گفتند شعرهای نظامی را بخوانید و با لیلی و مجنون زیبایی عشق را بفهمید، میگفتند قافیه وردیف را پیدا کنید!به ما یاد ندادند آرایهی عشق خسرو و شیرین راببینیم، فقط گفتند زیر آرایهها خط بکشید!کتاب درسی به من یاد میداد انتگرال را، اما هیچوقت به من لا بهلای آن هزاران صفحه درس،درس دوست داشتن و زندگی نداد، میان حجم عظیمآن کتابها نگفتند برای آرزوهایتان بجنگید...نگفتند چگونه با مشکلات روز مرهمان دست وپنجه نرم کنیم و زخمی نشویم…
منم بخاطر بچم وایستادم ولی نه بخاطر خیانت بخاطر چیز های دیگه شوهرم اهل خیانت نیست ولی اخلاقای خاصی داره که من دوست ندارم ولی بخاطر بچم تحملش میکنم چون میدونم اگه بخام طلاق بگیرم بچمو بهم نمیدن و نمیخام بچم زیر دست کسی بشه
گریزانم از این خانه،ولی :چه کس موهای طفلم را پس از من میزند شانه؟……
مشکل خانما جدایی بخاطر بچه نیست بخاطر نداشتن حامی مالیه وگرنه طرف داشته باشه بچشم برمیداره یساعت پای اون زندگی نمیمونه من خودم تازه مادر شدم وابستگی مادر ب بچش ی بحث جداگانس که خب تو اکثر شرایط مادر بخاطر مشکلات مالی نمیتونه تنهایی بچه رو قبول کنه پس میشینه تحمل میکنه وگرنه گور بابای همچین پدرو شوهری
پسر قشنگم با امدنت زندگی مامان رنگ و بوی بهشت گرفت🩵
موافقم باهات روزی اگه بدونم رابطه من و همسرم به روح و روان بچم آسیب میرسونه اون روز آخرین روز زندگی ...
خدانکنه هیچ وقت شوهرت بهت خیانت کنه ولی اگه یه درصد پیش اومد بخاطربچه هات جداشو اگه مامانم جدامیشد منوخواهرمو باخودش میبورد ازبابام جدابودیم من الان افسردگی نداشتم بخدابابامو نمیبخشم باهمه قطع رابطه کردیم آبرومونوهمه جابرد برگشته پیش فامیلامون گفته زنم خرابه دخترم ج ندست به دخترخاله مامانم گفته بیاصیغت کنم بخدااینارومیشنوم حالم بدترمیشه